تبلیغات

به زودی در مراکز خرید، فروشگاه‌ها و مطب‌ها، تبلیغات متناسب با سلیقه مشتریان پخش خواهد شد. امروزه می‌توان دوربین‌های کوچکی را درون صفحه نمایشگر جا داد و یا در اطراف آن پنهان کرد. این دوربین‌ها می‌توانند کسانی را که به نمایشگر نگاه می‌کنند، تشخیص دهند و طول مدت نگاه‌کردنشان را پی‌گیری کنند. سازندگان این سیستم‌های پی‌گیرنده‌ می‌گویند نرم‌افزارشان می‌تواند جنس،‌ سن تقریبی و در برخی موارد نژاد تماشاگر را تشخیص دهد و متناسب با آن، نوع تبلیغی را که پخش می‌شود، تغییر دهد. یعنی تبلیغات مربوط به ریش‌تراش برای مردان، تبلیغات مربوط به لوازم آرایشی برای زنان و تبلیغات بازی‌های کامپیوتری برای نوجوانان!

فدراسیون فوتبال همچنان حامی مالی ندارد. این در حالی است که تبلیغ زرماکارون روی پیراهن تیم ملی کشورمان در بازی دوستانه مقابل چین واکنش‌های متفاوتی را به همراه داشته است.

آنچه می خوانید برداشت آزادی است از کتاب تبلیغات خلاق نوشته “لوک سولیوان”. البته این متن خلاصه ای چند صفحه ای ازبخش هایی از کتاب است که از به نظر مهم تر و کارآمد تر بود لذا به تمام خوانندگانی که به این مباحث علاقه مند هستند توصیه می شود این کتاب را مطالعه کنند.لوک سولیوان نویسنده آگهی های موفقی برای میلرلایت، تایم، بی.ام.و، لی و … بوده است. تبلیغات دستمال توالت چارمین در آمریکا به عنوان دوست نداشتنی ترین آگهی برگزیده شد اما از جهت ترغیب به خرید در رده اول قرار داشت؛ چگونه چنین آگهی موفق شد تا آمار فروش را بالا ببرد؟‌

شهر آسمانش را فراموش کرده است. بزرگراه‌ها تبدیل به تابلوهای تبلیغاتی شده‌اند. حالا دیگر شهروندان هر روز چشمشان به جمال انواع و اقسام بیلبوردهای تبلیغاتی بزرگ و کوچک از مارک‌های مختلف ماکارونی گرفته تا امکانات انواع و اقسام گوشی‌های تلفن همراه، مارک‌های مختلف سینمای خانگی و جوایز موسسات بانکی که هریک در تلاشند با نصب بیلبوردهای تبلیغاتی بزرگ‌تر گوی سبقت را از دیگر رقبا بربایند، روشن می‌شود.
هر که بیلبوردش خیره‌کننده‌تر باشد، برنده است. حالا دیگر تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان در این بازار عرضه و تقاضا به رمز تبلیغات پی برده‌اند. همه چیز برای یک تجارت پرسود فراهم است، فقط باید چشم‌نوازی شهر را خرید حتی اگر به قیمت آشفتگی بصری شهر تمام شود.

چند روزی است که باز هم ماراتن بانک ها برای قرعه کشی جوایز قرض الحسنه آغاز شده است و تبلیغات گسترده بانک های دولتی را در شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها شاهد هستیم. تبلیغاتی که طبق یک روال سنتی و ضعیف مردم را به شرکت در بخت آزمایی جوایز بزرگ دعوت می کنند.شاید نخ نما شدن این ایده ها و سبک های تبلیغاتی را در نمونه تیزرهای تلویزیونی بانک مسکن و ملت بتوان دید که هر دو افرادی را که هاج و واج به یک نقطه حیرات آور خیره شده اند نشان می دهد.

شخصیت های سیاسی مهم و تاثیرگذار دنیا معمولا یک دوران شکوفایی و اوج دارند که بالاخره روزی به پایان می رسد. نقاط عطفی هم که طی دوره های مختلف توسط این شخصیت ها به ثبت می رسند، معمولا پس از مدتی غبار فراموشی به خود می گیرند و در حافظه تاریخ گم می شوند. اما برخی از شخصیت ها خالق وقایعی در تاریخ هستند که با وجود گذشت زمان همچنان در اذهان جا خشک می کنند و یادآور مقطعی سرنوشت ساز از تحولات شگرف جهانی هستند.

 این مطلب را از وبلاگ حریر نقل قول می کنم چون بنظرم حدیث جاری و ساری  ایران تا ۱۴۰۰ حداقل، هست:

چهارشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۶
تبلیغات بدون شام و ناهار….
ضرب المثل قدیمی ایرانی که آفتابه لگن ۷ دست شام و ناهار هیچی را حتما” شنیده اید.
یکی از بانکهای بزرگ مملکت مدتهاست که از انواع رسانه های دیداری و شنیداری و یا به قول دکتر دهقان، رسانه های تایمی و غیره، به تکنولوژی پیشرفته اش اشاره کرده و  نقطه قوت مدل swot  خود را در برنامه ی جامع تبلیغاتی یا همان کمپین،  بر اساس خدمات تلفنی و اینترنتی تنظیم کرده است.

  بخشنامه جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر ممنوعیت حضور ورزشکاران و هنرمندان در آگهی های تبلیغاتی آنقدر ارزش خبری داشت که دیروز یکی از تیترهای صفحه اول برخی روزنامه ها باشد. در حالی که در همه جای دنیا استفاده از چهره های معروف در آگهی های تبلیغاتی یک امر حرفه ای و عادی است اما به نظر می رسد در ایران مسوولان مربوطه هنوز نتوانسته اند با این قضیه کنار بیایند.موضوع آنقدر مهم است که مدیرکل فرهنگی سازمان تربیت بدنی سعی می کند با احتیاط وارد بحث شود و از گفتن جملات جنجالی خودداری می کند.

افراد چگونه هویت جنسیتی خود را برای دیگران آشکار می کنند و این هویت چگونه در تبلیغات به کار گرفته می شود؟ گافمن در قالب رویکرد «تحلیل چارچوب» به این مسأله نظر می افکند که چگونه چارچوب ها که کنش متقابل را سامان می دهند، معنای جنسیت را تولید می کنند. با توجه به این رویکرد و مقاله نویسنده در مقاله حاضر نقطه کانونی بحث نظری گافمن در تبلیغات جنسیتی را مفهوم «نمایش» جنسیت می داند که در موقعیت های اجتماعی به اجرا در می آیند. نویسنده در اینجا سعی دارد نظر گافمن درباره ارتباط «نمایش» با مفهوم «مناسکی شدن» را نشان دهد که به دو بخش متقارن و نامتقارن تقسیم می شوند و سپس این تقسیم بندی سایه خود را بر تمامی بحث های دیگر وی که مهمترین آن رابطه والد و کودک است، می اندازد.

سازمانها و شرکتها همواره با محدودیت منابع مواجه بوده و هستند. به دلیل وجود این محدودیتها استفاده بهینه از منابع برای آنها ضروری است. آنچه که یک شرکت را از سایر رقبایش متمایز می سازد، استفاده مناسب از منابع در دسترس است. یکی از مهمترین منابع سازمانها بودجه در اختیار آنها است که معمولاً یکی از اقلام این بودجه به تبلیغات شرکتها اختصاص می‌یابد. در اغلب شرکتها این بودجه به صورت درصدی از فروش تعیین شده و هزینه می شود. ولی عموماً سازمانها کمتر به اثربخشی تبلیغات خود توجه می‌کنند. در نتیجه ممکن است علی رغم صرف هزینه‌های زیاد، به نتایج مطلوب دست پیدا نکنند. لذا برای اطمینان کافی از اثر بخشی تبلیغات، قبل از صرف هزینه‌های آن می‌بایست اقداماتی صورت پذیرد که از مهمترین آنها می توان به هدف گذاری تبلیغات اشاره کرد.